حاشیه نگاری |
در آخرین سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و نزدیک شدن هرچه بیشتر به فضای انتخابات، اصولگرایان در سایه احمدی نژاد تاکنون کمترین فعالیت و آمادگی را برای حضور در انتخابات از خود ظهور و بروز داده اند و در این میان تاکنون بیشترین تلاششان تهدید و تخریب احتمالی کاندیداهای اصلاح طلبان بوده است. اما در اردوگاه مقابل، فضای انتخابات اگرچه هنوز کاملاً رو نیامده است اما در لایه های زیرین با شتاب در حال حرکت است. اصلاح طلبان با فارغ شدن از فضای انتخابات مجلس که با حذف بیشتر نامزدهایشان به ویژه در پایتخت روبه رو شد خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می کنند و هر روز در این میان فضا های بازتر و نکات روشن تری ایجاد می کنند. اگر تا چند روز پیش حزب مشارکت به همراه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تلاش برای ترغیب خاتمی بودند و کارگزاران (با وجود اعتقاد به حضور خاتمی) جسته و گریخته از چهره های جدید برای حضور در این عرصه نام می بردند اما اینک چهره های شاخص این جریان سیاسی نیز علایمی حاکی از دستیابی به جمع بندی و موضع نهایی ارسال می کنند. سرمقاله دیروز محمدعطریانفر در روزنامه «کارگزاران» تحت عنوان «ماموریت تاریخی خاتمی» نیز در این چارچوب، قابل تامل است. همان طور که محمدعطریانفر نوشته است، خاتمی در حال حاضر چهره ای شفاف (از این رو که عملکرد و کارنامه هشت ساله وی پیش روی مردم است)، با تجربه، موفق و مورد اعتماد مردم است. تاکید مهم دیگر این چهره شاخص اصلاح طلبان این است که خاتمی هرگز نباید برای حضور دغدغه ائتلاف اصلاح طلبان را داشته باشد. به بیان دیگر و با توجه به اعلام آمادگی جریان های تاثیرگذار اصلاحات اینک خاتمی با توجه به تجارب گذشته و دشواری هایی که وی به عنوان یک چهره اصلاح گر در مسند اجرایی با آن روبه روست برای حضور در انتخابات باید تصمیم گیری کند. زیرا تصمیم اصلاح طلبان برای ائتلاف روی خاتمی تنها بخشی از راه است. مهم ترین بخش راه اراده و چگونگی حضور، به تصمیم خاتمی در این عرصه بستگی دارد. کسانی که از باز کردن پیچ های رادیوی خود در عصر اصلاح طلبان لرزه به تنشان می افتاد مسلماً در برابر این حضور و بازگشت عصر اصلاحات از خود مقاومت نشان خواهند داد. خاتمی این بار با توجه به عملکرد ضعیف دولت نهم در عرصه اقتصاد و سیاست خارجی که فشار مضاعفی را به «توده» وارد کرده با اقبال مردمی مواجه خواهد شد و این چیزی نیست که از دیدگان کسی پنهان باشد. از این رو گمان می رود که خاتمی با وجود تحمل فشار تخریب های بیشتر باید از سایه احمدی نژاد که بخشی از قدرت را پشتوانه خود قرار داده نیز بگذرد و این عبور، نه عبور مردمی ( که راحت ترین بخش راه برای خاتمی است) بلکه عبور از لایه های قدرت برای حضور در عرصه انتخابات است و شاید این حوزه سخت ترین گذرگاه خاتمی برای بازگشت به عصر اصلاحات باشد.
اما چرا روحانیت؟به این دلیل که نظامیان می دانند در کشوری مثل ایران تنها روحانیون هستند که در صورت لزوم می توانند با قدرت بسیج توده مردم را وادار به واکنش کنند و این در واقع این یک نوع دعوت به سکوت چهره های بود که به نوعی در داخل نظام صاحب نفوذ هستند.مصاحبه با حجاریان
البته یک عذر خواهی بدهکارم چون این بخش سایت روزنامه بسیار بی سلیقه سئوال جواب ها رو در هم قاطی ریخته یکجا و باعث کلی شرمنده گی است.
اگه یک سلطنت طلب گفته بود می گفتیم سلطنت طلبه و چون خواب کسب قدرت در ایران رو می بینه الکی گقته؛ اگه ضد انقلاب فراری بود می گفتیم درد دوری از وطن داره، اگه اصلاح طلب بود می گفتیم درد حذف از قدرت داره ، اگه دانشجو بود می گفتیم درد کتک خوردن داره و گفته.
حالا بحث سر چیه؟ چی گفته؟ کی گقته؟
فرمانده کل نیروی انتظامی گقته میلیاردها تومان از بیت المال می دزدند و ما(پلیس) دنبال قالپاق دزد می گردیم.
حال این سئوال مطرحه که چه کسانی به بیت المال دسترسی دارند و می توانند دست تو جیب بیت المال کنند. جز سران نظام. جز کسانی در رده های عالی اجرایی، قضایی، تقنینی، و نظامی مشغول به کارند.مشغول بکار که چه به گوییم به قول ایشون مشغول دزدی.
و سئوال دیگه اینکه چرا ریس پلیس تهران دست کم اعلام جرم نمی کنه؟ مگه جز اینکه اگه ایشون قالپاق دزد می گیره تشکیل پرونده می ده و به دادگاه معرفی می کنه؟ پس چرا در مورد دزدان بیت المال اقدام نمیشه؟
البته مردم این چیزها رو از خیلی وقت پیش می دونستند. اما حالا که رییس جمهور از یک طرف میگه در کشور مافیای اقتصادی هست و آب از آب تکون نمی خوره. و رییس پلیس میگه میلیاردها تومان از بیت المال می دزدند و آب از آب تکون نمی خوره ؛آیا نتیجه دیگری جز این میشه گرفت که نظام دزده؟ و اونوقت رییس پلیس نظام قالپاق دزد که خوبه چون مال مردم رو می خوره ولی وقت نیروهای خودش رو گذاشته رو اینکه چند خانم رو به دلیل بد حجابی - و نه بی حجابی - یا دختر خیابونی دستگیر کنه؟
آقای احمدی مقدم باور کن اگه جلوی دزدی اون میلیارد ها تومان دزدی رو در حد یک دهم هم بگیری حداقل مشکل بخشی از دختران خیابونی که در این فصل ها توسط نیرو هات برای دستگیریشون اینهمه وقت می گذراند حل میشه. مشکل شما دستگیری قالپاق دزد نیست. مشکل شما دستگیری چند دختر با تار موی بیرون ریخته ،در مملکتیه که مسئولینش به دزدی مشغولند.
سخنان بوش ا درباره ایران در اسرییل و واکنش های آن در آمریکا به خوبی نشان دهنده وضعیت جامعه آمریکا در مقابل ایرانه.
بوش که به مناسبت جشن های 60 سالگی اسراییل به این کشور سفر کرده بود با انتقاد تلویحی از سیاست های «باراک اوباما» در خصوص مذاکره بدون پیش با ایران یاداور شد که این اشتباه در سال 1339 و در زمان جنگ جهانی دوم در قبال جاه طلبی های هیتلر هم صورت گرفت و پس از ورود تانک های هیتلری به لهستان یک مسئول آمریکایی گفت که ایکاش زودتر با هیتلر گفتگو می کردم.
این صحبت های بوش یک بخشش نشان دهنده بخشی از سیاست های سخت گیرانه آمریکا در قبال ایران در آینده و بخش دیگر نشان دهنده فضای داخلی این کشور است. چراکه بعد از اظهارات بوش اگرچه سناتورهای دمکرات کنگره در دفاع از اوباما علیه بوش موضع گرفتند اما جالب این بود که سخنان آنها در دفاع از مواضع اوباما نبود بلکه راهی بود برای عقب نشینی آبرومندانه.
چه؛ ستاد انتخاباتی اوباما که پیش از این از طرح مذاکره بدون پیش شرط با ایران دفاع می کرد در یک عقب نشینی آشکار منظور از اوباما برای گفتگو با ایران رو مذاکرات سخت گیرانه !!!عنوان کرد.
سئوال اینجاست. که اصولا چرا اوباما یا دمکرات ها در چنین شرایطی به طبل جنگ طلبی های بوش نکوبیدند و بر صلح و مذاکره بیشتر تاکید نکردند.
اینجاست که برخی از پالس ها نشان دهنده اینست که علیرغم تمامی هیاهوهای انجام شده ذهن مردم آمریکا در قبال تغییر موضع در خصوص برخی کشورها که سران آنها حاضر به پذیرش قواعد بین المللی نیستند صلح جویانه نیست. و پیام اون بیش از همه گریبان گیر ما خواهد شد که یا باید طعم تلخ تحریم های جهانی و انزوا رو بشتر و بیشتر حس کنیم یا رخت جنگ بپوشیم. کدوم رخت؟
چند روز پیش به برنامه یکی از شبکه های ماهواره ای که تو اون یک خانوم روانپزشک به سئوالات بینندگان پاسخ می داد نگاه می کردم که تلفن یک شهروند از ایران میخکوبم کرد.
خانومی که از ایران زنگ زده بود گفت:«25 ساله ازدواج کردم و سه تا بچه دارم. چند وقت پیش متوجه شدم که همسرم با مرد دیگری روابط ج ن س ی داره و اخیر هم از من دعوت کرده تا با اونها در روابطشون شریک بشم!!!؟؟»
آره به خدا قسم حقیقت داره و با گوش های خودم شنیدم و با چشم هام برنامه رو می دیدم.
چند نکته در اینباره به ذهنم رسید که بد ندیدم دربارشون بنویسم.
یکی از اونها که چیز جدیدی هم نیست و همتون می دونید فرو ریختن وحشتناک مرز اخلاقیات در نظامی است که به پیشوند اسلامی هم مزینه. اما جای سئوال اینجاست که چطور این نظام عقب نشینی تدریجی واتیکان در مقابل ازدواج رسمی و قانونی ه م ج ن س گرایان رو به سخره می گیره؟ و چطور رییس جمهور این کشور مدعی عدم وجود هر گونه ه م ج س گرایی در ایران میشه؟ و چطور این نظام درک نمی کنه که 30 سال مجازات اعدام و سنگسار و تو گونی کردن و پرتاب از بلندی حاصلی جز این نداشته؟
و اما تلخ ترین جای داستان می دونید کجاست؟ اونجاییکه زن بی پناه ایرانی در مقابل چنین ظلمی تن به سکوت میده و برای تخلیه دردهای زندگی خودش چاره ای جز پناه بردن به یک روانپزشک در آن سوی آبها نداره.
زن ایرانی در مقابل چنین خیانتی حتی قدرت تصمیم گیری برای ترک سریع زندگی نداره !می دونید چرا؟چون در جامعه ای بی پناه قرار می گیره که بعد از 25 سال زندگی و با داشتن سه فرزند و حتما کوله باری از بی سوادی باید تن به خفت های دیگه برای گذران زندگی خودش و بچه هاش بده.
اما جایگاه قانون کجاست؟آره قانون با شوهر مجرمش برخورد می کنه. اما این چه دردی از اون دوا می کنه؟ نهایت اینکه به خاطر وجود یک شکایت مرد ه م ج ن س گرا از چوبه دار آویزون میشه و بعدش؟! و بعدش هیچ ؛جز همون آوارگی.
در اینکه قوانین در کشور ما پاسخگوی نیازهای جامعه و مردم نیستند تردیدی نیست. اما در اینکه برخی از اونها نه تنها حاصلی ندارن بلکه فساد و جنایت زیر زمینی ایجاد می کنند یقین وجود داره ؛ و؟ و گفتنش حاصلی نداره جز تقسیم درد های مشترک.
محوري كه در آستانه انتخابات اخير مجلس تحت عنوان محور خاتمي - هاشمي به ارايه نقش پرداخت، با پايان يافتن كشمكش هاي انتخاباتي مي رود تا در دهه سوم انقلاب دست به نقش آفريني هاي جديد بزند. اين محور از ابتداي سال گذشته و با سفر هاي انتخاباتي خاتمي به استان ها و ورود ياران هاشمي به مباحث انتخاباتي جاني تازه يافت و با نزديك شدن به بحث ردصلاحيت ها و حذف يكباره اصلاح طلبان و پيش آمدن چالش هاي هميشگي دريافت كه تداوم راه در پيش گرفته شده و ادامه آن به تحريف راه امام (ره) انجاميده و در تقابل با واقعيت هاي جهاني در كوتاه مدت به زوال خواهيد انجاميد. واقعيت هاي جامعه جهاني در هزاره سوم خواه نا خواه وزن سنگين خود را تحميل كرده و ايدئولوژي و سياست هاي فاقد ريشه را خواه نا خواه خراشيده و از بين خواهد برد. به همين منظور دو بحث اساسي در دو حوزه متفاوت سياست داخلي و خارجي مورد توجه دو جريان اصلي اصلاح طلب قرار گرفت. ابتدا سيد محمد خاتمي در بعد سياست خارجي بحث صدور انقلاب را نقد كرد و به بهانه آن موضوع بسيار اساسي تعريف منافع ملي و جايگاه آن در ساير كشورها و حوزه عملياتي وزارت خارجه مسايل ساير كشورها را مورد توجه قرار داد و هاشمي رفسنجاني موضوع انتخابات به عنوان چالش برانگيزترين موضوع در عرصه سياست داخلي را نشانه گرفت و با يادآوري اين نكته مهم كه جوانان مسلمان حسرت انتخابات آزاد در ساير كشورها را مي خورند تاكيد كرد كه برگزاري سالي يك يا دو انتخابات در سال به خودي خود نمي تواند ارزشمند باشد بلكه چگونگي برگزاري انتخابات كه واجد سه ويژگي آزادانه، رقابتي و عادلانه بودن است به آن ارزش و اهميت مي دهد. مسير جديد در پيش گرفته شده از سوي اصلاح طلبان در حالي كه سه دهه از انقلاب مي گذرد و در حالي كه ساير احزاب و گروه ها براي انتخابات رييس جمهوري آماده مي شوند مويد اين نكته اساسي است كه جريان هاي مردم گرا با توجه به درك منافع ملي كه در كشورهاي آزاد وزنه اي براي سنجش آن جز آراي اكثريت وجود ندارد به فكر باز توليد و همخوان كردن آرمان هاي انقلاب با منافع ملي و گفتمان جديد در جامعه بين الملل هستند. جريان هاي مردم گرا با درك روند چگونگي حركت كشور در چند سال اخير و پيامد هاي احتمالي ناگوار آن در عرصه هاي داخلي و خارجي به فكر باز توليد روش هايي هستند كه مي توانند كشور را از بحران نجات دهند. پيش از اين همواره هردو چهره اصلي جريان اصلي در مراسم گوناگون به بهانه هاي مختلف نسبت به وجود شرايط ويژه در كشور هشدار داده يا نسبت به تحريف راه انقلاب احساس نگراني كردند اما سياست هاي اجرايي كشور نه تنها، به اين هشدارها وقعي ننهاد بلكه بيش تر بر اجراي سياست ها پاي فشرد تا اين كه امروزه نه تنها در عرصه سياست داخلي موجبات نگراني كارشناسان مستقل فراهم شده بلكه در عرصه سياست خارجي فراي كشورهاي غربي، كشورهاي همسايه نيزمواضع ناخوشايندي در قبال ايران اتخاذ كرده اند كه ريشه آن را با استناد به نگراني از ايران توجيه مي كنند. بايد منتظر بود تا مشي جديد چهره هاي شاخص اصلاحات بتواند در آينده موجبات كاهش بحران و حل تدريجي آن را فراهم آورد.
سال نوی دوستان عزیز مبارک امیدوارم سال پر از شادی و آزادی داشته باشد.البته برای دومیش باید کمی یا بیشتر از کمی تلاش کرد.|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|